مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 29 بهمن ماه سال 1386

 

ارزش زندگی در این خاک غریب ، جستجوی خداوند پشت پرده های تعالی اش تا ماست. که اگر نبود، آدمیت تا کمال فاصله داشت.

برای رفتن بسویش، چشمان مستی دارد تا بدنبال آن چشمها، بی توجه به غربت خاک، به پیش روم. ارزش آن چشمها ، والاتر از آن است تا بی پرده و بی جستجو بر من نمایان شود.

طنازی یار، اگر نبود ، وصال، شوق بی حد نداشت. در وصال بی مشقت ، بهانه ای برای رفتن نیست.

لطافت آب، نوازش نسیم، استواری کوه ، نظام درخت ، سوسوی ستاره ها  و... ، طنازی آن خداییست که چون به هر طرف رو می گردانم ، انگار مرا به خود می خواند بی آنکه براحتی خود را بر من عرضه کند. تا بروم.و بیهوده بر هیچ، معطل پوچی غربت نمانم.

چیزی از خود ندارم جز اراده ای برای رفتن.

 

 

دوشنبه 29 بهمن ماه سال 1386

 

در کتاب "تفکر فازی" نوشته آقای "بارت کاسکو"، نویسنده در ابتدای بخش اول، با جمله ای جالب از آلبرت اینشتین، از خواننده پذیرایی می کند:

«آنجا که قوانین ریاضی به واقعیت مربوط می شوند، حتمی نیستند و آنجا که حتمی اند، نمی توانند به واقعیت ارتباط داشته باشند

متاسفانه ، نویسنده قصد داشته از این جمله، به نفع "منطق فازی" بهره جسته منظور اینشتین را ،جای خالی "منطق فازی" در بررسی های ریاضی نشان دهد. چرا که "منطق فازی" بجای "درست" یا "نادرست" ، حالات بسیار بیشتری برای "میزان صحت" یک گزاره در اختیار می گذارد. به نظر می رسد این جمله، ارتباط چندانی با "منطق فازی" که شخصا" آن را نه "منطق"، که "دیدگاه فازی" می نامم نداشته باشد.

جمله فوق، بیانگر کلی تمام آن چیزی است که اینشتین خواسته با نظریه نسبیت، آن را تشریح کند. بررسی و مدلسازی عالم توسط ریاضی، اگر از منظری فرامادی صورت نگیرد، نمی تواند بطور دقیق جوانب گوناگون طبیعت مادی قابل مشاهده را تحلیل و توجیه و رفتارهای آنرا پیش بینی کند(معیارهایی که یک نظریه خوب فیزیک باید از آنها بهره مند باشد).همانگونه که اینشتین،زمان را بعنوان مختصه چهارم یک رویداد علاوه بر طول،عرض و ارتفاع آن نسبت به مبدایی دلخواه ، و نه به عنوان زمینه ای مطلق و بدون تغییر که دیگر مختصات رویداد نسبت به آن بررسی شوند(دیدگاه نیوتنی)،در نظر گرفت. و همین امر، باعث همخوانی نظریه نسبیت با بسیاری از رویدادهای کیهانی شد. با این وجود نیز، اینشتین آگاه به عدم توانایی انسان برای مدلسازی ریاضی و هندسی عالم از مناظری متعالی تر بود که در نتیجه ی این ناتوانی، حتمی بودن آنچه از ریاضیات موجود در ذهن به مشاهدات مربوط می شود، از "واقعیت" ، فاصله دارند.که این فاصله ، ناشی از جدایی منشا واقعیت ، از ساختار ریاضیات در ذهن آدمی است.

از نظر فلسفی نیز، ریاضیات، تنها تصویری از هماهنگی و تعادل عوالم آفرینش در مراتب گوناگون ، در آیینه "ذهن" (متناظر با جنبه صوری لطیف وجود انسان) یا "عقل جزئی انسان" است.

پی نوشت 1: این مطالب تنها بعنوان "وبلاگ پر کن" نوشته شده و ارزش دیگه ای ندارد.

پی نوشت 2: این مطالب بر اساس اطلاعات ناقص شخصی در زمان حاضر نوشته شده و از سوی هیچ مرجع قوی علمی تایید نشده و احتمالا" نخواهد شد.

 

 

دوشنبه 29 بهمن ماه سال 1386

 

از تار و پود وجودم معبدی به پا داشتم،

که در آن جشن قربانی به راه است.

چشم قربانی می شود ،

تا نبیند آنچه رخسار تو نیست و آنچه رخسار تو در آن نیست.

و گوش نیز

تا در آواهای سراسر غزلگونه و سرمست ،

تنها صدای آهنگین تو را گلچین کند.

و دستها

تنها مجاز به لمس لطافت تو اند.

تنها عطر تو بر مشام جاریست تا بیقرارم کند

و زبان،شیرینی غیر تو را نمی شناسد

و کلامی جز نام تو بر آن روا نیست.

و حنجره، آوازی جز درد فراق تو سر نمی دهد

و قدمها جز به سوی تو ، طریق دیگری نمی دانند.

و اندیشه، انباشته از یاد تو

و خاطر ...

و احساس ...

و... و...

 تمام شد.

همه قربانی شدند. فقط "نیاز" ماند و "نیاز".

تمام وجود ناچیزم  "نیاز" شد ، که زیر هیچ تیغی حاضر به پرپر شدن نبود.

تار و پودم ، همه به یکباره  "نیاز" شدند.

معبدی استوار از  "نیاز". با شکوه. بی ابتدا و بی انتها.

از هیچ کمتر ، تا به نهایت ، والاتر . از عجز من به زیبایی تو.

 

 

   1      2      3      4    >>